من از بس چیزهای متناقض دیده
و حرفهای جوربجور شنیده ام
و از بس که دید چشمهایم
روی سطح اشیاءِ مختلف سابیده شده -
این قشر نازک و سختی
که روح پشت آن پنهان است،
حالا هیچ چیز را باور نمیکنم -
به ثقل و ثبوت اشیاء،
به حقایق آشکار و روشن همین الان شک دارم -
نمیدانم اگر انگشتهایم را
به هاون سنگی گوشه حیاطمان بزنم
و از او بپرسم آیا ثابت و محکم هستی
در صورت جواب مثبت باید حرف او را باور بکنم یا نه.
"صادق هدایت"

ما را در سایت قاب نقره ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30